از همان بچگی توی خانه ی نموری که بوی خاک میداد، ترانه های خاص کودکی ام را داشتم. در یکی «اَماره چاو خُماره» بودم در حالی که چشمهایم اکیدا هر نوع خماری را رد میکنند و در دیگری شخصیتی شیرین و قندی که از محل بسته شدن اسبم از من پرسیده میشد در حالی که من اصلا اسب ندارم. این ترانه ها ورد زبان اطرافیانم بود طوری که صدایشان بعد از سالها توی گوشم زنگ میخورد و لبخند میزنم حال آنکه زمان آنها را طلسم کرده و برای این اشعار پشیزی ارزش قائل نیستند در حالی که یک زمانی

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها


ایزوگام شاپ -تولید و فروش ایزوگام مرغوب یولداشلار زهیر کلیپ بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد. Rodney خلاصه کتاب رفتار مصرف کننده سولومون خرید خلاصه کتاب میخک زرد فانوس رایانه